شاملوی دو شخصیتی!!

رضا حیرانی / تارنگار اندیشه آزاد

شاملو شاعر بی‌شک معاصر است اما در مورد مدرن بودن تفکراتش باید کمی شک کرد. او که در پاره‌ای از آثارش از زمان حال نیز عبورکرده و نوآوری‌هایی دارد که انگار هنوز برای درک آن باید منتظر بود، تفاوت آشکاری دارد با شاملویی که در قبال هر مسئله‌ای حکم صادر می‌کند و به طرز حیرت‌آوری سنتی و قدیمی‌‌ست تا جایی که وقتی درمورد شعر فروغ در مصاحبه‌ا‌ی از او می‌خوانیم: وقتی از فروغ شعر می‌خوانم احساس می‌کنم شلیته به پا کرده‌ام! به نظر می‌رسد با مردی از دوران قاجار طرفیم نه شاملویی که آیدا را نه تنها فسخ عزیمت جاودانه که در آینه و درخت و خنجر و خاطره و همه چیز می‌بیند.

اگر بپذیریم که یکی از نشانه‌های انسان مدرن این است که می‌داند نباید هر مسئله‌ای را با قطعیت به داوری بنشیند این سئوال پیش می‌آید که آیا شاملو مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها که از موسیقی سنتی گرفته تا فردوسی و نویسندگان هم‌عصرش همه را نفی می‌کند آن هم با قطعیتی تمام‌قد می‌تواند تفکری مدرن داشته باشد؟ و از طرفی در شعرهای او به دریایی از نبوغ و خلاقیت بر می‌خوریم که رگه‌های مدرن بودن شاعر را در خود دارد و این است که باید به این مسئله اندیشید که شاملوی شاعر نقاب به چهره دارد یا شاملو مصاحبه‌ها؟

مشکلی که من همیشه در برخورد با شاملو داشتم تضادهایی‌ست که حتی در شعرش دچارش می‌شود. یعنی به دلیل آن‌که همواره و در هر مرحله‌ای از زندگی‌اش برداشت‌هایش را با قطعیت تمام بیان می‌کند، بعد از چند سال انگار فراموش می‌کند که نظریات جدیدش در تضاد با نظریاتی‌ست که پیش از این‌گفته.

برای مثال در حمله به حمیدی شیرازی او را شاعری می‌خواند که برای اندام یار شعر می‌سراید و سال‌ها بعد خود شاملو را می‌بینیم که در مجموعه شعر آیدا در آینه از لب و پستان و گیسو و غیره‌ی یار مدهوش گشته است. مسئله این‌جاست که شاملو برای هر مسئله‌ای حکم صادر کرده است حکمی که گویی مانند مرگ خوب است اما برای همسایه.

/ 2 نظر / 25 بازدید
امین

سلام با لاخره شاملو هم مثل همه ی انسان های دیگر عشق و انسان دوستی و مبارزه با بی عدالتی و خصایل انسانی رادارا بوده واز طرفی نفرت و خشم ودیگر رذایل اخلاقی را دارا بوده بهتر شما به شاملو از نظر یک انسان که می خواهد کامل شود نگاه کنی تا یک انسان روانی و منحرف یا یک قهرمان بزرگ و قدیس. راستی نظر شما درباره ی شعر های عاشقانه شاملو کمی غیر منصفانست مگه تو از یار خوشگل وارتباط جنسی بدت میاد که این جوری از او اتنقاد می کنی شاعران زیادی مانن سعدی این کارو کردند بهتره بری شعر های عاشقا نه ی ی سعدی و هزلیات اونو بخونی

شما بريد خفه شيد با اين افكار زمجت تون