درباره شاملو

من چندان قصد ورود به بحث درباب شاملو را نداشتم و اتفاقا به او به عنوان یک شاعر که احساساتش را بیان می کند به مانند هر شاعر و هنرمند دیگر احترام می گذارم اما ای کاش شاملو تنها شعر برای آیدا می سرود و کار به حوزه تفکر نداشت و پای از گلیم خویشتن بیرون نمی نهاد. اما برای آنکه حداقل خوانندگانی که با نوع تفکر و دیدگاه وی نا آشنایند با نوع دیدگاه های این شاعر معاصر آشنا شوند این نوشته را می نویسم و معتقدم که شعر و شعور از یک ریشه اند و شاعری که تفکرش فاسد است شعرش راه به جایی نمی برد.

آقای شاملو در دانشگاه برکلی برای حضار در مورد فرهنگ ایران سخن می گفت. و در این سخنرانی از این کلمات برای خطاب کردن بزرگان ایران استفاده کرده که با تشویق و به به چه چه آمریکاییها مواجه شده است:

از دم یه چیزیشان میشده!
از دم مشنگ بوده اند!
مشنگی!
آنقدر موس موس کرده اند!
دمبشان!
بعضی جاهایشان را لیس کشیده اند!
رهبر خرمند چپانشان کرده اند!
یکهو یابو ورشان! داشته است!
بالاخانه را اجاره داده بوده!
از نوع ملنگ هایی بود که!
دور و بری ها پارچه ی سرخ جلو پوزش تکان بدهند!
این مردک خل وضع!
بلوغ ماده اش مستعد بود و بی دمبک میرقصید

بعد کار به اینجا که ختم نشده، ایشان پس از این سخنان اینبار عنان بحث را به سمت یکی از بزرگان حکمت بشر حکیم طوس حضرت حکیم ابوالقاسم فردوسی (ره) می چرخاند و بعد از اینکه او را متهم به نژادپرستی می کند این جملات را درباره این افتخار ملی ما به زبان می آورد" اگر فردوسى ‌ اشتباه‌ کرده‌ یا ریگى‌ به‌کفش‌ داشته‌ و اسطوره‌ى‌ ضحاکرا به‌ آن‌ صورت‌؛ جازده‌، حتا طبقه‌ى‌ تحصیل‌ کرده‌ و مشتاق‌ حقیقت‌ ما نیز حکم‌او را مثل‌ وحى‌ منزل‌ پذیرفته‌اند."

وی سپس فردوسی را حرامزاده ای می خواند که بر سر راه درک حقیقت ایستاده است. ببینید راجع به سعدی در مصاحبه ای که انجام داده چه گفته :" بیان سعدى چابک تر و هشیوارتر از حافظ مى نماید جزاینش علتى نیست که از اندیشه اى چونان اندیشه حافظ، سنگین و ژرف، فارغ است و بارى از معنا بر دوش ندارد"

در جایی دگر می گوید سعدی فقط بازی با لفظ کرده است. آخر تو در باره سعدی بزرگمرد اندیشه چه طور جرات می کنی سخن بگویی؟ سعدی اندیشه اش تمام دنیا را تکان داده است. مولانا با آن عظمت فکریش با یک غزل سعدی یک هفته سماع می کرد و تا به امروز تمام شرق و غرب در برابر سعدی سجده کرده اند. اگر تو نمی توانی اندیشه سعدی را درک کنی و این خورشید را نمی توانی در آسمان ببینی به کور بودن تو برمی گردد که وصف خورشید به شب پره اعمی نرسد.

تا به اینجا در مورد سعدی، اما اوج هنر ایشان در مقدمه ای است که بر دیوان حافظ نوشته است. در این کتاب که امروز به لطف دشمنان فرهنگ ملی بسیار پرفروش هم شده است به حضرت لسان الغیب لقب کافر یک لا قبا می دهد و فکر منحط خود را با افتخار فریاد می زند شاملو همچنین در مصاحبه با مجله فردوسی، حافظ را در شمار شعرای ضعیف ارزیابی کرده بود: "افق حافظ از افق بسیاری شاعران متوسط روزگار ما نیز محدودتر بوده است. شاید بتوان ادعا کرد که می‌توان در پرمایه‌ترین اشعار شاعری چون «الیوت» چنان غوطه خورد که شناگری ماهر در گردابی هایل، اما هرگز نمی‌توان درباره حافظ این چنین ادعا کرد."

این دیگر بزرگترین طنزی است که من در تمام عمرم خوانده ام. تو گویی آقای شاملو هیچ به موقعیت فکری حافظ در میان اندیشمندان ما آگاه نیست و ندیده است که بزرگان حکمت ایران دیوان او را بعد قرآن مقدس ترین کتاب خوانده اند و خانم پروفسور آنه ماری شیمل شرق شناس بزرگ قرن ما نوشته است بسیاری از عرفای بزرگ تمام کتابخانه خود را می بخشیدند . تنها قران و دیوان حافظ و مثنوی مولانا را برای خود نگه می داشتند.

حافظی که گوته بزرگترین شاعر اروپا خود را تخته پاره ای در اقیانوس او می دانست و نیچه می گفت: "حافظ! میخانه ای از حکمت بنا کردی که از همه کاخهای جهان بزرگتر است.در ان باده ای از لطف سخن فراهم اورده ای که از طاقت نوشیدن دنیایی بیشتر است"

امرسون درباره او می گفت: " الهه شعر لبخند زنان به من گفت بگذار بتو که فرزند دلبند منی پندی تازه دهم هرگز به سراغ پیامبر و رهبر روحانی مردم نرو زیرا همه کسانی مانند لوتر و دیگران ترک همه گفتند و فراموش شدند اما در میان ابرهای ارغوانی و لطیف اسمان ستاره حافظ پیوسته فروزنده تر و پر جلالتر میدرخشد".

/ 1 نظر / 31 بازدید
هومن

درود برتو دوست عزیز با نوشتار کوتاهی در مورد دکترررررررر شریعتی روشنفکر دینی قرن ما، که اندیشه هایش یکی از بزرگترین عوامل پیدایش وضع کنونی ایران است، بروزم. منتظر نظر با ارزشت هستم. بدرود جاوید باد ایران زنده باد آزادی نابود باد استبداد(از هر نوع)