مانیفست فردوسی زدایی!!

دوشنبه 22 خرداد1385 ساعت: 20:30 توسط:شهرام صولتی

 

حالا از این بگذریم که چه قدر می شود اسطوره را براساس تئوری های سیاسی-اجتماعی نقد کرد.
اما شیرین بیانان و زبانان گویند این مانیفست فردوسی زدایی رو شاملو زمانی بنبشت که در حال خوش سیاه مستی بود و بعد جایی چاپ شد- به طمع اسکناس آقایان تاجر که باد گلوی چنین حضراتی را رو دست می بردند- و بعد در رو در وایسی جایی عنوان شد و بعد بی چاره شاعر ملی! شاعر مبارز و متعهد همیشه در شش و بش این ماند که حرف چرند زده چه باید بکند. پس سلح شورانه به دفاع برخاست.
نکته ی آخر هم بر خلاف نظر جناب تقی خان ، حضرت مستطاب شاملو شاعری هم نبودند. بیش تر این پشتک و وارو ها را می زد که شاعر نام باقی بماند. وگرنه به نصح صریح ابراهیم خان گلستان و فروغ خانم فروخ زاد حضرت شاعر در همان "هوای تازه" ته کشید و رفت پی کارش.
بعد برای باقی ماندن هی رفت به قول خودش از " اجتماع سفارش بگیرد" و شعر بنویسد.
و بشود شاعر گُنده ی مملکت و فخر و از این القاب که به پاد شاهان می دادند ملیجک ها و پا انداز ها.


/ 0 نظر / 36 بازدید